دیروز به دیدار شاملو رفتیم. امامزاده طاهر .موج مشتاقانش.مراسمی محدود به یک ساعت . نیروهای نظامی و انتظامی. قدم بقدم . دهانت را می بویند . ماموران معذور .از چهره ها رییس دانا و زرافشان را میشناسی که هم تشویق به سکوت می کنند .ودلت می گیرد از کاستی آنهمه ادیب و ...!؟
سکوتی که به آرامش روح مجروحت نمی انجامد. برای تو که آمده ای تا در سکوت نجوا کنی با او که بارها شکایت هایت را . خشمت را . شادی و غمت را و بالاتر از همه امیدت را در قالب کلامی چندان و چنان شاعرانه به تصویر کشیده و به یادت آورده که تنها نیستی . اما در این سکوت هیاهویی ست که تنها فرصت میکنی پرده اشگی را از چشمان برگیری و باز بغض کنی . و باز گردی و چشمان پیرمرد را که رندانه بدرقه ات میکند تا برزخ اینجائیت.چرا که سوگوار تنهایی خویشیم در اینجا دیار محنت و لحن تلخ داس و با خود آرام زمزمه میکنی :
آنجا که قدم بر نهاده باشی
گیاه
از رستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی
+
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 13:26 توسط جلال
|
دکتر مرتضی محیط که ید طولایی در مطالعه منابع و ادبیات مارکسیستی دارد و آثار مکتوب و شفاهی مفصلی در این زمینه دارد اخیرا از طریق کانال تلویزیونی" پیام افغان " تحلیل خود را از وقایع اخیر ایران ارائه می دهد نکته قابل توجه در دیدگاههای وی حملات بیدریغی ست که به چپ های درون و برون مرز صورت میدهد ایشان در ارزیابی ماهیت جنبش سبز معتقد به مرحله دموکراتیک بوده و طرح شعارهای مبتنی بر عدالت خواهی و برابری را ممنوع اعلام کرده و معتقد است طرح اینگونه موضعگیریها در خدمت به نیروهای مدافع مناسبات پیشاسرمایه داری ست. سپس نتیجه میگیرد که استالین خائن است لنین مارکس را درک نکرده و چپ ها راه این خائنین را دنبال می کنند.و لابد چپ نو که در آغاز هزاره سوم پدیده لیبرال دموکراسی را کشف کرده مارکسیست واقعی ست و وظیفه کلیه نیروهای چپ آنست که به رهبری بلامنازع لیبرالها گردن نهند تا جامعه در یک لحظه جادویی از مرحله ماقبل سرمایه داری پرش کرده و به مرحله نوین سرمایه داری قدم بگذارد و در آنجاست که چپ واقعی رابطه پول- کالا- پول را نقد کند !و لابد در این فاصله با خیال راحت آمار بیکاران و بحرانهای اقتصادی و کشتار مردم در کشور های اشغال شده را مطالعه کرده بر اطلاعات خود بیافزایدتا شاید روزی بکار آید.لیبرال دموکراسی هم که کارش را خوب بلد است و مسائل را به پیش میبرد .
آقای محیط مساله به این سادگی ها نیست .
- سرمایه داری به مثابه یک نظام عدم کارایی خود را در حل ابتدایی ترین نیازهای بشر برای توده های میلیاردی به اثبات رسانده فقر ُجنگُ و نابودی محیط زیست ارمغانی ست که بطور فزاینده قربانیان بیشتری را به کام نیستی میکشاند. ودر این عزم برای نابودی انواع مترقی و مرتجع به یک نتیجه واحد که چیزی جز نابودی زندگی توده ها نیست میرسند.
-آزادی مقوله ای نیست که جنبش چپ نسبت به آن بی اعتنا باشد اما همزمان با مبارزه برای آزادی حفظ پرنسیپ های دموکراتیک به مفهوم چپ آن یعنی اشاعه آگاهی و فرهنگ برابری طلبی و پیکار عدالت جویانه وظیفه اصلی و تعطیل نشدنی فعالین چپ میباشد. فراموش نکنید مفهوم چپ بریده به کسانی اطلاق میشود که ازفرط هیجان شعار لیبرال ها در آنها ذوب میشوند.
-بورژوازی ایران بطور عمده رانت خوار است در تاریخ صد ساله اخیر نه برای دموکراسی و ارزشهای لیبرالیسم جنگیده و نه هزینه ای پرداخت کرده انتظار نداشته باشید چپ تکالیف انجام نشده بورژوازی را بی آنکه آرمانهای عمیقا انسانی خود را طرح کند بی چون و چرا بدنبال پهلوان پنبه های آنان راه بیافتد و توده ها را فراموش نماید . فراموش نکنید جنبش نهضت ملی شدن نفت در عین حال میتوانست جنبشی عمیقا دموکراتیک باشد که بورژوازی سر بزنگاه وظیفه اش در قبال آنرابه فراموشی سپرد به کاسه لیسی قدرت شتافت و جنبش چپ عمدتا تاوان این دریوزگی را پرداخت . وتاریخ نویسانشان قضاوت بیشرمانه شان این بود که حضرات از کمونیسم ترسیدند والا از شاه دل خوشی نداشتند .البته حساب مردانی چون مصدق و فاطمی و جمعی انگشت شمار از فعالین ملی از آنان جداست.
-یقین داشته باشید هر جنبش ترقی خواهانه ای در ایران بدون حضور نیروهای چپ که با حفظ شعارهای مستقل خود به میدان نیامده باشند لاجرم به رهبری نیروهای عمیقا مرتجع سرمایه تسلیم خواهد شد و آنچه بر جای خواهد ماند کماکان مناسبات پیشا سرمایه داریست. کافی ست نگاهی عمیقتر به نظرات سیاسی و اقتصادی تئوریسین های اینان نظیر غنی نژاد و لیلاز و سروش و دیگران بیاندازید.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 16:52 توسط جلال
|
جامعه ايراني در بطن خود و در هزار توي تاريخ خود هر دم زايشي دردناك را تجربه مي كند . انتخابش از سر ترس و بيچارگي نيست ،آگاهانه خشم را فرو ميخورد و به آينده اي روشن مينگرد بدهكاري اش به تاريخ را جوانمردانه ميپردازد وبا گامهايي استوار روز مرگيها را در مينوردد و به مفاهيم راستين زندگي، به فردا، مي انديشد به روزي كه از آنجا سنگلاخهاي امروز را بنگرد به ظلمها، گردنكشي ها ،بي عدالتي ها و حكايتها يي تلخ از ديروزش از زخمها و گلوله ها .از گله ها و شكايتهايش از بيخبران ،خودخواهان ،نوكيسه گان و ...
روز ما فرداست
فردا روشن است
شام تيره ،صبح را آبستن است
روشني زايد ز بطن تيرگي
زاده بر زاينده يابد چيرگي
" پهلوان انديشه - ا - ح آريانپور"
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 14:6 توسط جلال
|
عبدالكريم سروش از آنسوي آبها در مصاحبه اش نغزها فرموده اشارات اديبانه و عارفانه كرده آسمان و زمين را بهم دوخته تا بگويد تنها و تنها دغدغه اش نامهرباني هاست نسبت به نوانديشي ديني اش و عدم التفات ارباب قدرت به قرائت اش از فقه و دست آخر نا اميد از نحله هاي كفر آميز آدميان، نور چراغش را به ليبرال دموكراسي ميتاباند تا خلايق از گمراهي در آيند و راه سعادت در برابرشان گشوده ،آنگونه كه اهالي ينگه دنيا و قربانيان وال استريت در چهارگوشه عالم راضي و خوشبخت در كمال عدالت روزگار ميسپارند چرا ما اهل ايران نه، با آن عقبه تمدن چندين هزار ساله كه الا و لابد سروش يكي از سرآمدان و چه بسا عصاره انديشه هاي بديع آنست ، گيرم خلق هنوز غافل است از حضور اين در گران بها در كمي دورتر از ميان خويش ،آنهم حالا كه جهان دهكده ايست با ايست هاي بازرسي فراوان و اسم شب را اقربا همچون كل مثنوي معنوي از حفظ تحرير ميزنند و مرزها را در مينوردند و آخر كار در برج عاج شاهد "نصر"را در آغوش ميگيرند و فيلسوفانه ميگريندملول بر خلق پر شكايت.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:0 توسط جلال
|
بازداشت رکسانا صابری و اتهام سنگین جاسوسی برای بیگانگان (سرتیتر اخبار و کلید خوردن چالشی دیگر) - محکومیت به هشت سال زندان در دادگاه بدوی (قاطعیت قوه قضائیه) - دفاع از حقوق شهروندی وی از طرف بالاترین مقامات سیاسی آمریکا (دموکراسی ناب امریکایی! همراه با ادب! و خویشتنداری!سیاسی)- توصیه احمدی نژاد به اجرای عدالت (مهرورزی نسبت به دخترک بیدفاع!)-تشکیل دادگاه تجدید نظر (وسواس دراجرای عدالت)- بخشودگی و اجازه خروج از کشور(تساهل و رافت در سیستم قضایی)- اعلام رضایت و تشکر آمریکاییان از رفع سوء تفاهم ( یک گام به نفع ایجاد حسن نیت دو جانبه) خوشحالی بی حد و حسر آقای هوشنگ امیر احمدی.
- راستی ازافغانستان و عراق و پاکستان و غزه و کرانه غربی و ...گرسنگی و بیکاری و بحران اقتصادی چه خبر؟
-بی خبر نیستیم!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:54 توسط جلال
|
بدنبال پايان جنگ و استقرار دولت چهارم موسوم به سازندگي قراردادهاي موقت كار ابتدا بصورت غير قانوني و سپس بشكل رسمي جا افتاد و بدليل ضعف جنبش كارگري و نقش مرموز تشكيلات دولت ساخته خانه كارگر كه در بده بستانهاي سياسي مشغول معامله با دولتيان بود قراردادهاي موقت به سند بردگي كارگران تبديل شد و دولتهاي بعدي نيز بدون كوچكترين تغييري اين سند را بكار گرفتند و ادامه دادند و اينك در انتخابات دولت دهم كانديداها در اين رابطه هيچ دغدغه اي ندارند ،اصولگراها و اصلاح طلبان كه هنوز گاه و بيگاه خود را حامي مستضعفان مينامند حتي در شعارهاي تبليغاتيشان به اين بزرگترين مشكل گروه عظيم مزدبگيران توجهي نشان نميدهند و ظاهرا مذاكره با آمريكا اهميت بيشتري از اينگونه مسايل پيش پا افتاده ! دارد .با اين حساب روشن نيست بالاخره اختلاف آقايان بر سر چيست؟
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:49 توسط جلال
|
لازم به توضيح نيست كه خصوصي سازي يعني واگذاري شركتها و موسسات دولتي(عمومي) به اشخاص حقيقي كه شامل موسسات هميشه دولتي و همچنين اموال مصادره شده عوامل و وابستگان رژيم سابق ميباشد . كه در هر صورت به همه مردم تعلق دارد .
تجربه خصوصي سازي بخش آموزش و پرورش كه به مدارس غير انتفاعي و دانشگاه آزاد انجاميده عاقبتي جز بالا رفتن هزينه آموزش براي طبقات غير برخوردار و طبقاتي شدن امر مهم آموزش در بر نداشته و دهها تجربه واگذاري در كارخانه هايي كه از مديريت نالايق منتصب دولتي رنج ميبردند بجز بيكاريهاي فزاينده براي كارگران و كاركنان از يكطرف و ثروتهاي افسانه اي براي نو كيسه گان پولدار كه راه به بازار حراج داشته اند نداشته است
ضمن آنكه هيچ اتفاق مهمي در بالا رفتن توان توليد در اينگونه موسسات نيفتاده و پيدا نيست اصرار براي عميقتر كردن فاصله ميان فقير و غني در عرصه زندگي اقتصادي مردم چه توجيهي دارد در حالي كه سياستهاي مالي و بانكي و همينطور تسهيلات قانوني راه را براي ورود كالاهاي خارجي باز و بازتر مي كند ودر كشاكشهاي سياسي بين اصولگرايان و اصلاح طلبان آنگونه كه رفتارشان نشان ميدهد هيچ اختلافي ديده نميشود.
براستي جنگ بر سر چيست؟
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:4 توسط جلال
|
کنفرانس دوربانُ سخنرانی احمدی نژاد ُهیاهو در حاشیه ها ُ نکته اصلی مغفول مانده جهان سرمایه مرزها را دوگانه کنترل میکند پول وکالا بسادگی مجوز عبور دارند اما انسانها هرگز ...مگر انسانهایی که حامل سود باشند و انسانهای "ناسودمند" مطرود و محکومند ... بسیار انسانها "ناسودمند"ند چرا که نظم سرمایه قادر نیست پاسخ حداقلهای انسان امروز را بدهد پس تبعیض تا بن استخوان در گستره جهان امروز از شرق دور و نزدیک تا غرب نزدیک و دورُ استرالیا و ژاپن و ...حکم میراندُاسراییل بهانه است تبعیض ویرانگرتری جهان را نابود میکند و بهانه های کوچک خاک بر چشم میپاشند تا ندانیم چه بر سرمان می آید تا چاره ای کنیم و دنیا را از نکبت اینگونه زیستن رهایی بخشیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 17:27 توسط جلال
|
وقتی سخنان محسن سازگارا ُعلی افشاریُ منوچهر محمدیُ ناصر فخرآور و .......را میشنوی مسیر و سرنوشت مشترک و مشابه آنان ترا به نتیجه ای غم انگیز میرساند : خط تولید لیبرال سازی ازانجمن های اسلامی آغاز میشود از اعتراضات خیابانی می گذردُ سر از اوین در می آورد و سرخورده بسته بندی شده به امریکا ارسال میگردند و بعد از گذراندن یک دوره فشرده و تضمینی در بست آمریکایی میشوند آنگاه که حافظه تاریخیشان را می کاوی ادبیات شگفتی را کشف میکنی :از شنیدن نام رضا شاه کبیر و اعلیحضرت همایونی و قیام ملی ۲۸ مرداد و بلوای بهمن ككشان هم نمي گزد شاید کعبه آمالشان را یافته اند یا اصولا هیچگاه آرمانی نداشته اند براستی لیبرالیسم هنوز کهنه نشده؟ هنوز نپوسیده؟ چه دنیای خسته کننده و کسالت آوریست...........
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 17:21 توسط جلال
|
قطعا آرمانهاي انقلاب مشروطه در صد و اندي سال پيش بيانگر خواسته ها و نياز هاي طبقه نوخاسته و قليل بورژوازي ايران بوده است كه در نطفه خفه شد و جامعه ايراني را از مسير تكاملي و منطقي باز داشت ،پس دموكراسي بي پشتيبان ماند و در اين فضاي تاريك و طولاني قدرت سياسي هر از گاهي دست بدست گرديد بي آنكه بورژوازي رسالتش را بفهمد و كارش شد دريوزگي و چاپلوسي قدرت. و دم جنباندن و كاسه ليسي در حاشيه قدرت.چه در مقام پوزيسيون و چه اپوزيسيون سياسي.ديشب VOAنمايش مضحكي از تفسيرهاي سريالي سازگارا و نوري زاده را پخش مي كرد اين پهلوان پنبه ها بنظرم نمايندگان واقعي تفكرات بورژوازي مرتجع و عقب مانده ايرانند در آنسوي مرز و غني نژاد و همپالگيهايش در اينسو. با مشتركات فراوان و تفاوتهاي اندك.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 15:42 توسط جلال
|